صنایع و پتروشیمی ها قربانیان پرمصرف ها

صنایع و پتروشیمی ها قربانیان پرمصرف ها

صنایع و پتروشیمی ها قربانیان پرمصرف ها

 

میزان کسری گازی که در فصل سرد سال از طریق اعمال محدودیت به صنایع و کاهش تولید آنها جبران میشود، با صرفه جویی ۳ درصد مشترکین قابل جبران است.

 زمستان سال گذشته کشور با ناترازی گسترده تولید و مصرف گاز رو به رو شد و به گفته وزیر نفت بین ۲۰۰ الی ۲۵۰ میلیون متر مکعب کسری گاز طبیعی در کشــور وجود داشت. هر چند سال گذشــته با برخی تدابیر و محدودیت گاز صنایع و پتروشیمی ها بدون قطعی گاز خانگی گذشت ولی اگر چارهای اساسی برای رفع این مشکل از همین فصل گرم سال اندیشیده نشود، قطعا ً به طرز شدیدتری دامن کشور را در سالهای آتی خواهد گرفت.

با توجه به اینکه اولویت شرکت ملی گاز، تأمین گاز بخش خانگی بوده و هست، بزرگترین آسیب کسری گاز را صنایع و پتروشیمی ها می بینند. طبیعتا ً هر مورد کاهش تولید منجر به تبعاتی میشود؛ به طور مثال کاهش تولیدات پتروشیمی که حدود ۱۰ درصد گاز کشور را مصرف میکنند و سال گذشته حدود 14 میلیارد دلار ارز در ســامانه نیما عرضه کرد موجب کاهش درآمد ارزی میشود و یا کاهش تولید سیمان و فولاد منجر به کاهش ساخت مســکن و اخلال در برنامه ســالیانه مسکن و آســیب به سایر صنایع میشود. همچنین کاهش تولید این صنایع میتواند موجب منفی شدن سهام آنان و متضرر شدن سهامداران و مردم به شکل دیگری شود.

محمدجواد ساکت کارشناس اقتصاد انرژی در پاسخ به این پرسش که تراز منفی گاز و قطعی احتمالی آن چه تأثیری بر وضعیت شرکتهای بورسی و غیربورســی میگذارد، عنوان کرد: «در وضعیتی که تراز گاز منفی است، مانند سالهای قبل، اولویت قطعی گاز با صنایع است و در این صورت قطعا ً شاهد کاهش تولید و فروش و افزایش زیاندهی آنها خواهیم بود. این اتفاق، به علت در دسترس بودن صورتهای مالی، برای شرکتهای بورسی قابل مشاهده تر و ملموس تر از شرکتهای غیربورسی خواهد بود. با توجه به اینکه بخش عمده ای از ســهامداران شرکتهای بورســی مردم هستند، این زیان میتواند مستقیما ً متوجه آنها شود.»

ســاکت در خصوص واکنش احتمالی شرکتها به این وضعیت گفت: «شــرکتها چارهای جز نظاره گر بودن نخواهند داشت و بسته به نحوه وابســتگی فعالیتشان به گاز حتی ممکن اســت، این اختلال منجر به تعدیل نیروی این صنایع یا در مراحل حادتر تعطیلی آنها شود.»

زیان صنایع ناشی از مصرف خارج از الگوی ۳ درصد مشترکین به بیان دقیقتر گازی که میتوانست زیرساخت صنعتی کشور باشد و ضمن تولید ثروت زمینه افزایش درآمد دولت، افزایش اشــتغال و رشد اقتصادی را فراهم آورد، در خانه ها سوزانده میشود. نکته قابل توجه این اســت که گاز داده شده به بخش خانگی، در یک سطح مشخص مصرف نشــده، و مصرف کنندگان الگوهای مختلفی را از کم مصرف تا پرمصرف نشــان داده اند. یعنی عمده مردم کشور کم مصرف هســتند. حال آنکه تنها کمتر از ۳ درصد از مردم الگوی بسیار پرمصرفی در زمستان داشته اند.به عنوان مثال ۹۰ درصد از مشترکین پرمصرف تهران، در مناطق مرفه زندگی میکنند. به شکل دقیقتر سهم ساکنین مناطق یک تا سه شهر تهران از مشترکین پرمصرف به تنهایی 66 درصد اســت. بدین ترتیب میتوان ادعا کرد که عمده مشــترکین پرمصرف از قشر مرفه جامعه هســتند. این طبقه پرمصرف، در فصل سرد، بیش از ۷.۵ درصد از گاز خانگی را، معادل با ۳ میلیارد مترمکعب به مصرف میرســانند. به بیان دیگر این ۳ درصد ســرانه مصرفی ۵ تا 6 برابر بیشــتر از مشترکین عمده ی کم مصرف را به ثبت رسانده اند.

محاسبات نشــان میدهد، در صورتی که این قشــر اقلیت پرمصرف، مصــرف خود را بهینه کرده، و نه بــه حیطه کم مصرفها، که صرفا ً به حوزه میانه مصرف (پله هفتم) برســانند، بیش از ۱ میلیارد متر مکعب در فصل ســرد صرفه جویی خواهد شد.این مقدار، برابر با گاز مورد نیاز برای صنایع پتروشــیمی و فولاد، یا صنعت سیمان، در فصل زمستان است. به عبارت دقیقتر، زیانی که این صنایع در ازای قطع گاز متحمل میشوند، به نوعی ناشــی از الگوی خارج از قاعده ی اقلیت پرمصرفین است.

 

منبع: روزنامه آفتاب اقتصادی

بالا